مزه ی گسِ نتایج

روز از نو، زور از نو

ارسال کننده:سپیده نامور

مزه ی گسِ نتایج یکسان انتخاب های بی هوده نظام بحال پائینی ها، مخالفانِ و فریبخوردگان، همانطوری که انتظارش می رفت بکام نامردمان، نامرادان و پراکندگان تلخ نشست و تضاد آنها را بیش از پیش برابر هم نهاد، و منافع ناسازگارشان را برجسته تر از گذشته پیشاروی مبارزه ی آتی شان گذاشت.


نه کشاکش های مردمفریبانه ی اصولگرایان بعنوان انتخاب اصلح، و نه دیگر های و
هوی های اصلاح جویان و دغلکاران همسوی آنان، در تعریف ملی اسلامی کشورم کشورم،
و نه دست بردن غیبی در شمارش آرا برای تأمین سقف لازم اتوریته ی خامنه ای،
هیچکدام رنجمان نمی دهد؛ چراکه ما ذات پلید و تمامیتگرای روحانیت و همگرایان
متقلب له و علیه او را می شناسیم و بهمین خاطر تاسرنگونی کل بساط شان ایستاده
ایم. مگر نه این است که همگی آنها دست در پختِ آش شله قمکار انتخاب های
تاکنونی باهم داشته، و نتایج آنرا پیوسته از پیش همچون همیشه در یک دیگ مشترک
نظم و نصب کرده بوده اند؟ و ثمره ی آن تلاش ها نیز بقای نظام جنایکار، تکقطبی
و ارتجاعی خلافت شیعی بوده و هست که همچنان بر تارک هستی ایرانی و ایران
نشسته، و می خواهد بر فردا هم با حمایت های به اصطلاح غیبی حاکم باشد.

در آن میان و دکان رنگرزی، پشتیبانی شگفت انگیز طیف های نه سر پیاز و نه ته
پیازِ " کورکار" و مدافع شرکت در انتخاباتِ دوسرطلا بود، که بسود حاکمان قلدر
و بی قدر اینک پایان یافت. و حالا نوبت دور دوباره ی کوس و کرنای سردمداری
مطلق منم منمِ رهبِر خدایگونه، معممین، مُکلاها و مافیاهای داخلی و خارجی شان
از یکسو، ترفند و کلکِ کلیدداری روحانی در امیدوارسازی مردم به گشایش طلسم
جادوی نئولیبرالیسم و باندهایشان برای رهائی از زور و زندان و چپاول استبداد
مذهبی از سوی دیگر آغاز تازه تر یافت. بنا بر این: "روز از نو زور از نو!" در
این میان بی گمان برای مردمان هوشیار، بیدادرس، بیکار، گرسنه و بجان آمده هدف
سرنگونی مخدوش نشده و اصلا مهم و تعیین کننده نیز نبوده و نیست که چه جناح و
طیفی از این رسوایانِ بی آبرو در این نمایش های مسخره، نامشان بر چهره ی زشت و
پلید برندگان انتخابات خبرگان و مجلس خواهد نشست و بنشیند؛ مبارزه علیه کل
نظام ادامه دارد.

برای بسیاری از بیکاران، کارگران، زحمتکشان، زمینگیران، سرخوردگان، جوانان،
روشنفکرانِ مترقی، دانشجویان، دمکرات های مردمی، ادیان، مذاهب، ملیت های تحت
ستم و بویژه تحقیرشدگی زنان در این حاکمیت بلند خودکامه، هیچ دست آویز
امیدبخشی در این سالیان دور و دراز موجود نبوده است و نیست؛ مگر حداقل یک اصل
مورد استفاده قرار نگرفته در اینگونه انتخابات فرمایشی و آن جز دخالت ستیزه
گر، مقاومت متقابل و اعِمال حضور اجتماعی و بهره وری درست از اراده ی ایستائی
مردمی علیه اهرم چندش آور رای گیری ها نبوده است. تحریم سراسری و کلان! روشی
که در همه حال تمسک به آن تا همین آخری متصور می بوده است؛ ولی بکار گرفته
نشده است. راهکاری که این تدبیر و صف آرائی های پیاپی آن جهت "انزوای رژیم"می
توانست بعنوان یک ابزار پایه بر رسوائی هرچه بیشتر کل دم و دستگاه شیعی
بینجامد و به رد انتخاباتش فراروید؛ در میان مخالفان همسو هم چندان مطرح نبوده
است.

ایده ای که هیچگاه و این بارهم در اندیشه ی چگونگی همکاسه کردن اراده ی تحریم
راه نبرد، و در میان اپوزیسیون مورد پذیرش و بهره برداری جنبش های رودرروی و
مبارز علیه "کل رژیم" قرارنگرفت. و چرا؟

تز و تاکتیکی که در کنار آن، با دخالت منفی بشکل "خانه نشینی" و تقویت اتحاد
یکدست می شد برابر بالماسکه ی انتخابات ایستاد؛ رل موثر، موفق و ممکن تر مردمی
را تحریک و زیرکانه دامن زده، و همو می توانست با اهداف اینچنین بست گزینی های
سراسری، بسادگی و قدرتمند بکار تحقیر، تنبیه، تأدیب و تهدید کل رژیم درآید و
ای بسا درمی آمد. همزمان و توامان با ایجاد صف بندی های مستقل طبقاتی، همگامی
اجتماعی و همسرائی همگانی، به اعتماد بنفس توده ای و سرکوب شدگی کارگران در
مسیر همبستگی طبقاتی یاری رساند و مفید بفایده ی مقاومت بزرگ و مدنی بکار می
رفت که نرفت. شیوه ای تجربه نشده و بی دردسر که متاسفانه مولد موج مخالفت
یکپارچه علیه انتصابات را در میان کل مخالفان و سرنگونی خواهان برای چنین
جنبشی یکپارچه مستمسک نشد و نیروهای همدرد را همسو و همراه نساخت؛ و در عرصه
های مخالفت علیه خودسرهای ولایت، دارای انسجام نبود و راه مشترک را نیز نیافت.
دریغا فرصت مناسب دیگری از دست رفت و امکان اندک تغییر هم، که با بایکوت فرضی
این نمایش بد و بدتر میسر می شد، آن نیز ناگزیر یکبار دیگر سوخت.

حالا، نه آنهای اپوزیسیون داخلی و نه اینهای اپوزیسیون رفرمیست مذهبی و بیرون
از دایره ی خیمه، و شگفتا بخشی از دمکرات ها و تعدادی از چپِ سرگشته، هیچکدام
هنوز باورندارند که نظام ولایت فقیه مطلق، پدیده ای غیر زمینی و خارج از خواست
و اراده ی موافق و یا مخالف مردمِ "امت و بنده" است؛ و برابر مانیفست اسلامی
شیعی، حکومت: امری الهی ست، و اگر غیر از این می بود! پس چرا فقه و دعاوی
ولایت بخش اصلی و پایه ی قانون اساسی کشور شده است؟ این حاکمیت مطلق تئوکراسی،
مجرب و کانون گردش آن گزیرناپذیر با اراده ی چندسویه ی تبهکاران سپاهی ـ خامنه
ای ـ رفسنجانی ـ روحانی تاکنون چرخیده و منافع حیاتی همگی آنها و وابستگان
شناخته شده و ناشناس شان را نمایندگی می کند. بنا بر همین ساختار و الزام بقای
آن، این مجموعه ی بی هیچ پرده پوشی در هم تنیده، قانون اساسی آن و قوای سه
گانه و هرگونه دخل و تصرفی را هم بی کم و کاست اینان باهم در زیر مهمیز خود
مشترکا دارند. پس مردم و ما مخالفان رژیم اگر گول دعاوی حسن آقای امنیتی را
خورده ایم ول معطلیم؛ و هر اشتلم و وعده ای برای بهبود در مسیر دخالت اجتماعی
و نه طبقاتی آن لااقل برای چپ ها و کمونیست ها رویاست و تا بقای این ساختار
فوق بشری دگرگونی اندکی هم محال محض می باشد.

شخصا باوری به نفوذ اندیشه ی توطئه گر و یا ستیزه جو در اراده ی خودفریبان
رنگین راست، میانه و چپ و همراهی نادانسته و یا آگاهانه ی آنان با انتخابات را
رد کرده و قبول ندارم؛ و تردید هم ندارم که در میان جنبش پراکنده ی اپوزیسیون
و نیروهای سازش پذیرش با حاکمیت ولائی، هستند عناصر مجرب و مخفی و نافذ که رل
سمتگیری نرمش پذیران را مدیریت می کنند. چراکه باور به اندکی تغییر با اهرم
انتخابات حاکمیت اسلامی جز تف سربالا نبوده و نیست؛ اما این عده کارِ کور می
کنند. فرجام ِاستعداد پذیرش اجتماعی هم براساس مواضع و بازتاب رای گیری ها
نشان می دهد که سقف بردباری مردمی انباشته از فریاد و شورش و شبیخون ناگهانی
ست و تکرار داستان های حسن آقای کلیددار امید و تغییر چند نماینده ی مجلس از
هر دوسو و تعویض چند غارنشین شورای فسیل شدگان، هرگز و هیچگاه نقشی در گمراهی
مبارز علیه سلول سرطانزده ی خامنه ای و دارو دسته هایش ندارد.

راه مبارزه ی مسالمت جویانه و بردباری مردم و مای اپوزیسیون سرنگونی خواه سقفی
دارد! ٣٧ سال دندان برجگر امید سائیدن کافی ست. نبرد ما در راه مبارزه ی سازش
ناپذیر خویش با حاکمیت مهری اسلامی در فضائی تکراری و تاکنونی، و در دور و
تسلسل های پوچ گرائی ها دچارآمده و چنین بنظر می آید که مخالفان و سرنگونی
خواهان شایسته است راه ها و اهرم های مقاومت و مقابله ی متمدنانه ی گذشته را
ببوسند و کنار نهند. ما نیروهای چپ و کمونیستِ برابریجو و سکولار بر مبارزه
اجتماعی طبقاتی خود در این مقاطع مسخرگی انتخابات های بی فایده و شرم آور پای
می فشاریم و از این گماشتگان رنگین که با نام ما و در بساط رژیم اعدام ها کاسه
می لیسند، فاصله بیشتر گرفته و خواهیم گرفت. این آنهای زبون و خودکم بین و بی
اعتماد به توان سرنوشت ساز کارگران و توده ها هستند که پس از این باید آبروی
نداشته ی خود را به شکلی از اشکال زیر عبای ملاها پنهان کرده و تهوع آورتر از
همیشه آنجای بوگندوی خود را بلیسند.