گزارشی از اعدام یک زندانی در زندان رجایی شهر کرج

۱۴ اردیبهشت سال ۸۵ به دنبال پیدا شدن جسد یک کارگر ۴۰ ساله به نام «مهرعلی» در چاه آسانسور نمایشگاه بین‌ المللی تهران، بررسی های اولیه در این خصوص آغاز شد. در نهایت همکار این کارگر به نام «امیر» مجرم شناخته و یک سال بعد بازداشت شد.

این متهم در بازجویی‌ها گفت: “من و مهرعلی هر دو در نمایشگاه بین‌المللی کارگر بودیم اما من به‌دنبال کار دیگری می‌گشتم تا درآمد بیشتری داشته باشم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که قاچاق مواد مخدر انجام دهم ولی برای این کار هم نیاز به پول داشتم. به سراغ مهرعلی رفتم تا از او پول بگیرم اما وقتی درخواستم را مطرح کردم او مخالفت کرد و من به شدت از دست او عصبانی شدم”.

وی ادامه داد: “چند روز قبل از حادثه یک میله آهن ۳۰ سانتیمتری خریدم و در طبقه هفتم پارکینگ نمایشگاه بین‌المللی که محل استراحتمان بود پنهان کردم. روز حادثه، من و او در استراحتگاهمان تنها بودیم و دوباره موضوع پول را مطرح کردم. اما وقتی جواب منفی داد از شنیدن این حرف عصبانی شدم و میله آهنی که از قبل خریده بودم را برداشتم. مهرعلی داشت چای می‌خورد که به او حمله کردم. پس از مرگ مهرعلی ۳۰۰ هزار تومان وجه نقدی را که همراه داشت برداشتم و جسد او را داخل چاه آسانسور و لوازمش را نیز در گوشه‌ای از خیابان انداختم”.

به دنبال این اظهارات و بازسازی صحنه قتل، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع و متهم توسط قضات دادگاه کیفری به اعدام محکوم شد.

گفتنی است که این زندانی پیشتر به دنبال تأیید حکم اعدام در دیوانعالی کشور برای اجرای حکم در زندان رجایی شهر پای چوبه دار رفته بود که توانسته بود از اولیای دم مهلت بگیرد. اما طی روزهای گذشته، به دنبال اتمام مهلت و به درخواست خانواده مقتول، حکم اعدام این متهم به اجرا در آمد. هرانا ۲۵ خرداد