۱۴۴ تن در سال ۲۰۱۴ قربانی مین و گلولههای عمل نکرده شدند
خبرگزاری هرانا – در سال گذشته میلادی بنابر آمار ارائه شده از سایت های مختلف خبری در زمینه مین و قربانیان ان در ایران، ۱۴۴ تن قربانی انفجار مین و گلوله های عمل نکرده شدند که اولین مورد در سال ۲۰۱۴ کشته شدن یک فعال محیط زیستی به نام امیر طالبی بود که در کویر لوت در ابتدایی ترین روزهای سال میلادی با مین برخورد کرد و کشته شد.
از دیگر موارد میتوان به کشته شدن حمید هاشمی دیگر کویر نورد در کویر شهداد که در برخورد وسیله نقلیه حامل ایشان با مین ضدخودرو باعث کشته شدن ایشان گردید.
مناطق کردنشین و آلوده کشور که شامل ۴ استان آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه و ایلام با وسعت آلودگی بسیار زیاد شاهد کشته و مجروح شدن عده زیادی از ساکنین این مناطق شده که از جمله این موارد کشته شدن کولبر و کاسبکاران مرزی و شهروندان این مناطق بوده است. استان خوزستان که از لحاظ وسعت آلودگی بیشترین مساحت را داراست هم سهم زیادی را چه در سال گذشته و چه در گذشته داشته که در اخرین مورد آن در کشته شدن یک شهروند اهل بستان در کنار جاده ترانزیت چزابه به بستان بود احمد حافظی طرفی به گونهای در جاده اصلی دچار حادثه شد که بدن تکه پاره شده او را در چند نوبت از محل وقوع حادثه پیدا کرده و تحویل خانوادهاش دادند.
در آخرین ماههای سال گذشته میلادی انفجار گلوله ای عمل نکرده در منزل مسکونی در سرپل ذهاب باعث کشته شدن سه تن از اعضای یک خانواده شد.
انفجار گلوله خمپاره باقی مانده از زمان جنگ ایران و عراق در یکی از روستاهای سرپل ذهاب به نام دستک علیا باعث کشته شدن مادر و فرزند و زخمی شدن فرزند دیگر خانواده شد.
مادر و فرزندی که جان خود را در این حادثه از دست دادهاند نازار عزیزی و حسین عزیزی نام داشته و کودک مجروح نیز کورش عزیزی نام دارد. کودک مجروح به مراکز درمانی منتقل شده و وضع جسمیاش وخیم گزارش میشود. گفتنی است، پیشتر مسئولان در منطقه مزبور جشن پاکسازی برگزار کرده و اعلام کرده بودند این منطقه کاملا پاکسازی شده است. متاسفانه در این حادثه کودک مجروح هم در بیمارستان به علت جراحات وارده جان باخت.
بخش زیادی از آمار قربانیان مین در جهان را کودکان تشکیل میدهند بر همین اساس طبق امار سازمان کمپین منوعیت به کارگیری مین های زمینی بیشترین آمار قربانیان مین در کودکان را در سال میلادی ۲۰۱۳ کشورهای افغانستان و کلمبیا تشکیل داده بودند که به علت نبود آمار یکپارچه و منابع رسمی آماری در ایران به علت نگاه امنیتی به این مقوله آمار منسجمی از تعداد کودکان قربانی مین در کشور در دست نیست.
سازمان غیر دولتی و مردم نهاد سودویند در آستانه نشست ادواری شورای حقوق بشر سازمان ملل در رابطه با ایران از مسئولین ایران خواست که مفواد کنوانسیون CCW (The Convention on Certain که در جهت کم کردن تلفات غیر نظامی یکی از معاهدات بسیار سودمند است به کار بنند.
بر اساس کنوانسیون CCW، دولت مکلف و موظف است با استفاده از ساز و کار و بسترهای اقتصادی مناسب و دادن آموزشهای لازم، ابتدا از صدمات جلوگیرى نماید و در مرحله بعد سازگاری افراد صدمه دیده را در اجتماع فراهم سازد. بر اساس این، کمک ها نباید به مراقبت های پزشکی رایگان و کمک مالی محدود شود تا افراد در معرض حادثه یا حادثه دیده یا بازماندگان بتوانند به عرصههای اجتماعی بازگردند…
در همین ارتباط به نقل از روز آنلاین آسیبدیدگان انفجار مین به نوعی قربانیان جنگ تلقی میشوند، اما با این حال عموما از خدمات و امکاناتی که به مصدومان (جانبازان) و خانوادههای کشتهشدگان (شهدا) جنگ داده میشود، محروماند. چه نهادی متولی رسیدگی به وضعیت این افراد است؟ این سئوالی است که حسین احمدینیاز در پاسخاش میگوید: «مطابق قانون باید برای هر فردی که بر اثر انفجار مین آسیب میبیند، پرونده تشکیل بدهند. در هر فرمانداری کمیسیونی به عنوان کمیسیون ماده دو وجود دارد. این کمیسیون باید بلافاصله برای تعیین میزان جانبازی اینها اقدام بکند. متاسفانه بسیاری از این پروندهها به امان خدا رها و بایگانی شدهاند. که این هم باز نقض حقوق این طیف از شهروندان ستمدیده ایرانی است.»
عثمان مزین دیگر حقوقدان و پژوهشگر قربانیان جنگ نیز پیشتر در همین ارتباط به روز گفته بود: «من موارد عینی و قابل ذکری در اختیار دارم که شش سال یا ۱۲ سال از مصدومیت فرد بر اثر انفجار مین سپری شده اما هنوز تعیین تکلیف نشده و وضعیت پرونده وی در حالت ابهام قرار دارد و هنوز هم برای او حقوق قانونی تعیین نشده است. این افراد ناگزیر بعد از گذشت چند سال تحت پوشش اداره بهزیستی قرار میگیرند و حقوق ناچیز چهل پنجاه هزارتومانی دریافت میکنند که به هیچ عنوان،حتی جوابگوی هزینههای درمانشان هم نیست.»
احمدینیاز نیز از شرایط دشوار این قبیل افراد میگوید: «افرادی که آسیب میبیند اغلب از طبقات محروم جامعه هستند. یا یک سرباز بیچاره سر پست روی مین می رود یا کشاورزی که مشغول زراعت است و یا کودکان بیامکاناتی که در این مناطق بازی میکنند. اینها حتی پولی ندارند که بتوانند با آن به تهران بیایند. با این حال حتی مراکز هلال احمر برای تهیه پروتز پا و یا دست از این قربانیان پول دریافت می کنند.»
عثمان مزین که وکالت شماری از خانوادههای قربان مین را به عهده دارد نیز پیشتر از دشواریهایی که این خانوادهها با آن رو به رو هستند گفته بود: «دستگاههای اداری، وضعیت ناگوار آنان را مدنظر قرار نمیدهند و بیمارستانها هم از پذیرش قربانیان مین خودداری میکنند. کما اینکه کودکان نشکاش هم توسط یک بیمارستان خیریه در تهران مداوا شدهاند چون بیمارستانهای دولتی از پذیرش آنان خودداری کرده و حتی در استان کردستان هم در ازای ساخت پای مصنوعی برای گشین (یکی از قربانیان حادثه مریوان) وجه آن را از این دختر معصوم مطالبه کردند و پای مصنوعی جدید برای او درست نکردند.»
مسئلهای که در نامه احمدینیاز به رئیسجمهوری هم مورد توجه قرار گرفته است: قربانیان مین ناخود آگاه تن شریف خود را بر اثر اصابت با مین های زمینی که دولت مسوول آن است از دست داده اند. انفجار مین امر ارادی نیست بلکه ناشی از فعل مستقیم و یا غیر مستقیم دولت است. در حال حاضر وفق قانون، تمامی مجروحان ناشی از تصادفات رانندگی بصورت رایگان در مراکز درمانی کشور درمان می شوند و همه مراکز درمانی مکلف به لحاظ نمودن این قانون هستند اما متاسفانه در حوادث ناشی از انفجار یا برخورد با مین، از قربانیان مین هزینه ی درمانی اخذ می شود که این امر مصداق عینی نقض حقوق شهروندی است.
عیسی بازیار / انتشار از هرانا